شاعری با دفتری از گلوله های خیس

خرید بک لینک
دلم برای تمام شما تنگ شده

دوستان نازنینم....

قلب من برای شماست

باشم یا نباشم

برقرار باشید...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: دلتنگی,دلتنگیهای آدمی را باد,دلتنگی مادر,دلتنگی چیست,دلتنگی های عاشقانه فیلم,دلتنگی ها,دلتنگی یعنی,دلتنگی نوید زردی,دلتنگی عاشقانه,دلتنگی شعر, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

با وجود آن که رفته ایهنوز در دلم در این خیال تیره و علیل وتاراین تویی که روشنیاین تویی که حرف اول کتاب گریه های بی بهانه منیهنوز هم به یاد رنگ بی نظیر چشم های توخون به جانب نگاه بی ترانه ام روانه می شودهنوز این تویی که می دوی وشعر من درون دامنت مثل سیب سبز و سرخ و عاشقانه می شودای بهار و باغ من ای تمام شعر و شور و اشتیاق منچگونه شد که عهد ما گسستچگونه شد که دست های گرم و خوب ما در مسیر سردها و زردها گم شدند و پشت خان و خانمان عشق ما شکست چرا اسیر آب و نان شدیمچرا شبیه دیگران شدیم....شبیه دیگران شدیم....؟! شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

امشب تو ای ستاره زیبا چه می کنیما بی تو مرده ایم تو بی ما چه می کنی؟! با این جهان خسته که از دست رفته استلب تشنه بر کرانه دریا چه می کنی با عاشقانه های کبودی که هر سحرسر می زند به دامن صحرا چه می کنی؟! یک شب صدای پای تو را خواب دیده امبرخیز آشنای غزل ها چه می کنی؟! کار از تو و من و دل و این حرف ها گذشتلغزید پای قافیه در ما چه می کنی؟! هر جمعه فکر می کنم از راه می رسیبا این خیال غرق تمنا چه می کنی اصلا اگر بگویم از این شعر خسته امبیزارم از تمامی دنیا، چه می کنی؟! گیرم نیایی و دلم از درد خون شودبا انتظار راسخ فردا چه می کنی؟! با انتظار راسخ فردا چه شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: چه قدر اکسیژن مصرف می کنید,چه قدر آب مصرف می کنید؟, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

دلت که تنگ باشد و روحت که زخم برداشته باشد، دیگر از دست دید و بازدید و سفر هم کاری آنچنان که باید بر نمی آید...آن وقت دوباره برمی گردی به جهان خودت...به گذشته ات، دل بستگی هایت، خاطراتت...می روی و انگشت می کشی بر تن کتاب هایت و آن یکی که از همه برایت دوست داشتنی تر است، از قفسه بیرون می کشی و...نقد آثار سیمین دانشور_بانوی دوست داشتنی رمان کشورمان_عنوان پایان نامه ام در مقطع کارشناسی ارشد بود.هیچ گاه از خاطرم نمی رود که با چه اشتیاق و کوششی و چگونه خط به خط آن را با علاقه نوشتم و خوب پاسخم را هم از خود سیمین گرفتم با یادداشت پرمهری که روز دفاع برایم فرستاد و. شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: زری یوسفی, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

عصر و آفتاب رو به غروب...کنار پنجره ایستاده ام و از بالا به درختان زیبای حیاط خانه نگاه می کنم.درخت زیبای توت، درخت سیب، پرتقال و راستش را بخواهی درختی پرشکوفه سفیدی که اصلا نمی دانم چیست!شکوفه های زیبای عجیبی دارد...بسیار عجیب...از پشت پنجره به تهران باران خورده نگاه می کنم...حتی این جا هم هرچه سبز و هرچه لطافت مرا احاطه کرده است...شاید چون عاشق تو هستم و به اندازه تمام طرد شدن هایم تنها....شاید فلسفه پیدایش بهشت بر روی زمین همین باشد! شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: چه کرده ام که دلم از فراق,چه کرده ام که دلم,مگر چه کرده ام خدایا,مگر چه کرده ام خدایا محمد اصفهانی,مگر چه كرده ام خدايا,من برای کشورم چه کرده ام, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

لازم بود...این واکاوی از سر خشم و درد،این کندوکاو سخت اما بی تردید دل سوزانه به آن امید که خود زخمی کرخت بی خیال شده غمگین و سرگردانم، جان تازه و دوباره ای بگیرد و نو شود همراه با این بهار پیر تازه جوانی که دوباره از راه رسیده است... و صادقانه بگویم در جهان چیزی هولناک تر از رسیدگی به حساب و کتاب خویشتن آدمی وجود ندارد!و بی دلیل نیست که امروز ما این همه با نقاب هایمان انس گرفته ایم و از خود حقیقی خود نادلخوش و گریزانیم...با خودم رو به رو شدم...در روزی سخت و آزمونی تکان دهنده که بند بند تنم را از یکدیگر جدا می کرد...آینه ای زلال در برابرم قرار گرفت و من و شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

هزار صبح توانستی و نخواستی اما

رسیدنی است شبی که بخواهی و نتوانی...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: میرسد اینک بهار,میرسد روزی که بی هم میشویم,میرسد روزی که,میرسد روزی,می رسد ته مانده بشقابها,می رسد از منبر کوفه,میرسد قرنی به پایان,میرسد روزی که مرگ,میرسد روزی که بی من,میرسد بهار, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

مدت ها بود یک دل سیر گریه نکرده بودم...نمی دانم شاید به خاطر مشغله کاری زیادیا به خاطر ترس از مواجهه با احساسات و شرایطی که چندان باب طبعم نبودند و خوب چشمه زلال اشک عجیب در من خشکیده بود....اما امشب چه زیبا و دل انگیز غافل گیر شدم از بارش بی امان این همه فریادبر گونه هایم... عین رگبارهای بهاری و غریب این اواخر تهران'گریستم و تازه شدم و انسان جز موهبت بی بدیل گریه و لبخند چیز دیگری نیست... شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

تو نگو همه به جنگاند و ز صلح من چه آيد؟!

تو يکي نهاي، هزاري تو چراغ خود برافروز...

نزديک خانهام، در قلبم، در شهر شلوغ و پر هياهوي من...ميان اين همه خمودگي و خاموشي

چراغي پرصدا از عاطفه و آگاهي روشن است.

عمر اين چراغ پرفروغ، بلند و نور افزون...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

صفحه بندی